بخشی از متن:
تعداد صفحه: 13
نوع فایل: Word
فرمت فایل: docx
*** قابل ویـرایش
فهرست مطالب
بیان مسئله
اهداف
روش تحقیق
نتایج بحث
سیر تکاملی فرآیند بازاریابی در عصرهای مختلف ، روند رو به رشدی داشته است و می توان آن
را به 5 دوره تقسیم نمود
1 – Marketing as an equal function
2 – Marketing as a more important function
3 Marketing as the major -function
4 – Costumer as the controlling functionThe
5- The customer as the controlling function and marketing as
the integrative function
حدوداً 7 نوع تقاضا در بازار وجود دارد که مدیریت هر کدام از آنها مکانیزم های خاص خودش را می طلبد :
1- تقاضای منفی Negative demand :
2- عدم تقاضا No demand :
3- تقاضای در حال نزول Declining demand :
4- تقاضای غیر متداول regular demand :
5- تقاضای پنهان Latent demand :
6- تقاضای کامل Full demand :
7- تقاضای مازاد یا سرریز Overfull demand :
بیان مسئله
مسأله اصلی پژوهش حاضر مشارکت عملی و الگوشناسی فعالیتهای بازاریابی کارآفرینان و احصاء و تبدیل دانش ضمنی حاصل از روشهای ابتکاری کارآفرینان موفق در بخش بازاریابی بینالملل و مدلسازی آن ذیل مفهوم میان رشتهای "بازاریابی کارآفرینانه" است. لیکن جامعنبودن و ابهام موجود در مطالعات قبلی در کنار جدید بودن این حوزه از دانش به همراه مشخص نبودن سازوکارهای عملیاتی آن ضرورت تبیین ماهیت، چگونگی، چیستی و عناصر تشکیل دهنده آن را نشان میدهد.
اهداف
اهداف تحقیق را می توان پاسخ به سؤالات اصلی و فرعی زیر خلاصه نمود که عبارتند از:
الگوی مناسب بازاریابی کارآفرینانه بینالمللی در بنگاههای صنعتی ایران چیست؟
1- مفهوم بازاریابی کارآفرینانه بینالمللی چیست؟
2- ماهیت بازاریابی کارآفرینانه بینالمللی چیست؟
3- عناصر تشکیلدهنده بازاریابی کارآفرینانه بینالمللی کدامند؟
4- جایگاه هر یک از عناصر تشکیل دهنده الگوی بازاریابی کارآفرینانه بینالملل(موضوع، بعد و جزء) چگونه است؟
از این رو فرضیه تحقیق عبارت است ازفرایند بازاریابی کارآفرینانه بینالمللی در بنگاههای کارآفرین بصورت تکاملی و شامل پنج مرحله است.
روش تحقیق
با توجه به اینکه رویکرد پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی میباشد لذا به منظور تجزیه و تحلیل مناسب بخش اول تحقیق از رویکرد کیفی و روش پژوهش موردی مرکب در قالب مراحل هفتگانه اجرای این روش استفاده شده است. در بخش دوم از رویکرد کمی و روش پیمایشی و فنون آمار توصیفی بهره گرفته شده است. روشهای جمعآوری اطلاعات عبارتند از:
1- مطالعات آرشیوی مفصل از منابع چندگانه
2- مصاحبههای تخصصی تفصیلی نیمهساختیافته در بخش کیفی با 14 نفر از کارآفرینان، مدیران عامل و یا مدیران ارشد بازاریابی 10 بنگاه تا رسیدن به نقطه اشباع نظری در راستای پاسخگویی به سؤالات بخش اول تحقیق و نیز طراحی پرسشنامه.
3-پرسشنامه نظرسنجی در بخش کمیاز طریق سرشماری جامعه آماری و توزیع23 پرسشنامه.
نتایج بحث
یافتههای بخش کیفی مفهومپردازی بازاریابی کارآفرینانه با رویکرد بینالمللی صورت گرفت. بدین ترتیب بازاریابی کارآفرینانه بینالمللی عبارتست از بهرهمندی از قابلیتهای شبکه اجتماعی کارآفرین در فرایندهای مربوط به خلق نیاز جدید، طراحی و ارائه محصولات و خدمات نوین، از رده خارج کردن محصولات موجود خود، ارائه شیوههای خدمترسانی و تامین رضایتمندی مشتریان و مصرفکنندگان و ارائه ارزشی بیشتر از رقبا از طریق اتخاذ رویکردهای نوآورانه در بازارهای هدف.
یافتههای مرتبط با سوالات؛ بازاریابی کارآفرینانه دارای ماهیت تکاملی و پنج مرحلهای تشخیص داده شد. عناصر تشکیلدهنده بازاریابی کارآفرینانه بینالمللی شامل6 موضوع،24 بعد و 164 جزء میباشند که در دورههای مختلف ویژگیهای متفاوتی به خود میگیرند. جایگاه هریک از عناصر تشکیلدهنده بازاریابی کارآفرینانه بینالمللی نیز در مدلی سه سطحی بتصویر کشیده شد.
یافته بخش کمی؛ فرضیه تکاملی بودن بازاریابی کارآفرینانه بینالمللی در سطوح سه گانه تایید گردید
از ویژگی های اقتصاد مدرن می توان به افزایش قدرت خریداران و تنوع محصولات و خدمات و نیز توانایی مقایسه آنها در کمترین زمان ممکن توسط مشتری اشاره نمود .
همچنین به دلیل تسهیل امور در کسب اطلاعات ، شرکت ها قادر می باشند ، اطلاعات غنی تر و کامل تری را در مورد شرایط حاکم بر بازار ، متقاضیان ، مشتریان و رقبای خود به دست آورند و ارتباط نزدیک تری را با آنها برقرار نمایند تا آنجا که محصولات و خدمات خود را بر اساس نیازها ، تقاضاها و پیشنهادهای مشتریان خود منطبق نموده و عرضه کنند ، لذا با توجه به این ویژگی ها ، پاسخگویی به سوالاتی نظیر اینکه اقتصاد کشور ما از چه نوعی است و در جهان چه جایگاهی را دارا می باشد ؟ مجموعه موارد اساسی می باشند که می توانند ما را به یک درک صحیح از موقعیت خود در بازار یاری رسانند .
در یک شمای بسیار ساده از فرآیند بازاریابی رسم شده است و نشان می دهد در عصر حاضر ، بازاریابی به ارائه کالا و خدمات به مشتری و دریافت پول از او ختم نشده بلکه با برقراری ارتباط با مشتری و دریافت اطلاعات مختلف از او و ارائه آن به سازمان تداوم می یابد . بنابراین بازاریاب ها ، جایگاه مهمی را در تدوین و تعیین استراتژی های سازمان و جهت دهی فعالیت های آن به خود اختصاص داده اند .
سیر تکاملی فرآیند بازاریابی در عصرهای مختلف ، روند رو به رشدی داشته است و می توان آن را به 5 دوره تقسیم نمود
1 – Marketing as an equal function
در این دوره تمامی فعالیت های انجام شده در سازمان از جمله تولید ، تأمین منابع مالی ، فروش و تقاضا از ارزش یکسانی برخوردار بوده است .
2 – Marketing as a more important function
در دوره دوم به دلیل وجود مازاد عرضه نسبت به تقاضا ، بازاریابی نسبت به سایر فعالیت های سازمان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و مفهوم بازاریابی با فروش برابری می نمود .
3 Marketing as the major -function
در دوره سوم رقابت در بازار به معنای واقعی خود شکل گرفته و لذا بازاریابی به عنوان هسته اصلی فعالیت های سازمان مطرح شده و سایر بخش ها ، فعالیت خود را بر اساس نتایج تحقیقات بازاریابی ، برنامه ریزی می کردند .
4 – Costumer as the controlling functionThe
در دوره چهارم از آنجایی که فرآیند بازاریابی با محوریت مشتری صورت می پذیرد لذا مشتری و نظرات او در کانون توجه فعالیت های سازمان قرار گرفته و ساز و کار برنامه سایر بخش ها با توجه به آن صورت می پذیرد . در این دوره بازاریابی از ارزش یکسانی با قسمت های دیگر برخوردار بود .
5- The customer as the controlling function and marketing as the integrative function
در دوره پنجم سازمان ها به این نتیجه رسیدند که بازاریابی نمی تواند هم ارزش با سایر فعالیت های سازمان باشد ، لذا ابتدا مشتری و سپس بازاریابی را در مرکز فعالیت های سازمان قرار داده و سایر قسمت ها ، حول موضوع مشتری و بازاریابی ، وظایف خود را سازماندهی و یکپارچه می کنند . در این دوره ، انتخاب بخش های بازار به صورت صحیح به تفکیک سازی محصولات و خدمات ، تعیین استراتژی های رقابت ، منطبق نمودن جهت گیری فعالیت های سازمان با نیازهای واقعی مشتریان و حفظ وفاداری آنها از وظایف اصلی بازاریابی می باشد .
اهمیت بازاریابی به حدی است که در بیشتر سفارتخانه هایی که در کشورهای گوناگون وجود دارد ، یک قسمت با عنوان بخش بازرگانی تعریف شده تا به این ترتیب از نزدیک بازار آن کشورها را شناسایی کرده و راه های مختلف ورود به آن را بررسی نمایند و تا حد امکان منافع اقتصادی خود را در آنها پی گیری کنند و امر صادارت و مبادلات تجاری را برای تولید کنندگان و صادر کنندگان خود تسهیل نمایند ، به همین لحاظ مسائل اقتصادی و بازاریابی یکی از دلایل فعالیت سفارتخانه ها می باشد .
با توجه به مطالب ارائه شده ، بازاریابی در ابعاد گوناگون اجتماعی ، اقتصادی و مدیریتی قابل تعریف می باشد اما کاتلر تعریف نسبتاً جامعی با دیدگاه مدیریتی ارائه نموده است . ( شکل 3 )
ایشان بازاریابی را هنر و علم به کارگیری مفاهیم اساسی بازاریابی به منظور انتخاب بازارهای هدف و به دست آوردن و حفظ و افزایش تعداد مشتریان با توجه به ارزش های آنها ، از طریق نوآوری و ارائه آنها به مشتریان و ارتباطات موثر با آنها می باشد .
بنابراین تعریف ، یک بازاریاب باید بتواند با ترکیب علم و هنر بازار صحیحی را انتخاب نموده و بعد از به دست آوردن آن در پی حفظ و رشد آن نیز باشد و همواره یک بازاریاب با به دست آوردن ، تثبیت و سپس حرکت به سمت نقطه بعد در یک حرکت سیکل جهشی قرار دارد .
مساله ای که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد ، سه مفهوم نیاز ، خواسته و تقاضا( demand ، Want ، Need ) می باشد .
نیاز به تمام ضرورت های انسان از قبیل : خوردن ، خوابیدن ، پوشیدن و ... اشاره دارد و خواسته ، نحوه و شکل برطرف نمودن آنها می باشد به این ترتیب افراد مختلف با نیازهای مشابه می توانند خواسته های متفاوتی داشته باشند و زمانی نیاز به تقاضا تبدیل می شود که پشتوانه مالی برای برطرف نمودن خواسته ها وجود داشته باشند بنابراین برای ارائه یک محصول به بازار علاوه بر توجه به نیاز و خواسته مشتریان باید میزان تقاضای آنها نیز در نظر گرفته شود و فاکتور نیاز به تنهایی نمی تواند مبنای سنجش میزان تقاضا در بازار باشد و بازاریابان باید به این مساله توجه اساسی داشته باشند برای مثال تمام مردم دنیا به مسکن نیاز دارند ولی در بسیاری از موارد به دلیل عدم توانایی خرید ، نیاز افراد به تقاضا تبدیل نمی شود لذا در این جایگاه مدیریت تقاضا اهمیت بیشتری پیدا می کند . حدوداً 7 نوع تقاضا در بازار وجود دارد که مدیریت هر کدام از آنها مکانیزم های خاص خودش را می طلبد .
1- تقاضای منفی Negative demand :
در این نوع تقاضا نه تنها تلاش بر آن است که کالایی خریداری نشود ، بلکه هزینه ای نیز به این منظور پرداخت می شود . مانند سیگار
2- عدم تقاضا No demand :
در این حالت تقاضایی برای خرید کالا وجود ندارد و این به دو دلیل اتفاق می افتد یا افراد از وجود آن اطلاع ندارند و یا نیازی به تهیه آن در خود احساس نمی کنند .
3- تقاضای در حال نزول Declining demand :
نزول تقاضا برای یک کالا زمانی اتفاق می افتد که محصولی جدید تر با کارایی بیشتر ، وارد بازار شود و این مساله به چرخه عمر محصول باز می گردد .
4- تقاضای غیر متداول regular demand :
این نوع تقاضا در مورد محصولاتی است که ارائه و تقاضا برای آن فصل ها و دوره های مالی خاصی از سال وجود دارد . برای مثال نجاری و کولر از این دسته اند و به همین دلیل کارخانه هایی هستند که در تابستان ، بخاری و در زمستان ، کولر تولید می کنند تا بتوانند با توجه به شرایط بازار در هر فصلی در آن حضور داشته باشند .